شرح داديم‌. چنين وضعي بسيار خطرناك و غافل‌گيركننده است‌، چون علمايي كه از يك زبان‌ معروف استفاده مي‌كنند، معمولاً بيش از آن خودبين هستند كه بتوانند بي‌اطلاعي خودشان را از آن دريابند.
قرائيه نيز بسيار فعال بودند. هارون بن يوسف (سيزدهم ـ 2)، كه از كريمه برخاست‌، ولي تا حدود 1329 در قسطنطنيه مي‌زيست‌، يك دستور زبان عبري نوشت و هارون بن الياس‌، معاصر جوان‌تر او كه تا سال 1309 در همان شهر برآمد، برخي آثار فلسفي تأليف كرد. او را براي تمايز از هارون بن يوسف‌، كه بزرگ‌ترين و آخرين فيلسوف قرائيه بود، هارون كهين مي‌نامند.
بايد از دو يهودي شرقي ديگر نام برد: يوسف بن داود يوناني‌، كه يك دستور زبان و به دنبال آن يك‌ واژه‌نامه‌ٴ ناتمام عبري تأليف كرد؛ و سليمان بن سموئيل ايراني‌، كه يك واژه‌نامه‌ٴ عبري به فارسي مفصلي‌ را به او مديونيم‌. بدبختانه اين كتاب هنوز چاپ نشده است‌؛ بررسي آن نشان مي‌دهد كه نه تنها از لحاظ لغوي ارزش زيادي دارد، بلكه در عين حال سندي تاريخي از زندگي و عادات مردم آسياست‌.
مطالعات عبري در غرب‌.
تنها چند كلمه‌اي بايد درباره‌ٴ اطلاعات عبري فضلاي مسيحي اظهار شود. اين اطلاعات بسيار سطحي بود و علت اصلي‌اش اين بود كه ترجمه‌ٴ لاتيني كتاب مقدس‌ (وولگات‌) را به‌خودي خود مقدس و كامل مي‌پنداشتند و از اين رو، مراجعه‌ٴ مكرر به متن اصلي‌ عبري را لازم نمي‌ديدند و حتي از مشكلات موجود تصوري هم نداشتند. بي‌شك قديس جروم‌ (هيرونيموس‌) (چهارم ـ 2)، معلومات عبري خوبي‌، اگر قبلاً هم نداشت‌، در فلسطين كسب كرده‌ بود و وولگات بدون مراجعه به متن عبري تهيه نشد. هرچند اين كافي نبود؛ وولگات آن كمال‌ موهومي را كه به آن نسبت مي‌دادند به‌هيچ‌روي نداشت‌.1 پس از قديس جروم معلومات عبري‌ تقريباً به صفر رسيد. برخي آشنايي‌ها با الفباي عبري و هجي كردن برخي كلمات چنان نادر بود كه اگر نزد كسي يافت مي‌شد، كاري بزرگ به‌شمار مي‌آمد. بااين‌همه‌، چند تني انگشت‌شمار از علماي مسيحي بلندنظرتر بودند. بايد از بيد معزز (هشتم ـ 1)، هرابانوس موروس (نهم ـ 1)، و آلخاندروس (دهم ـ 2) ناشناس ياد كرد. در سده‌ٴ دوازدهم وضع كمي بهتر شد. سنت استيفن‌ هاردينگ (متوفا 1134؛ مقدمه 2، 973)، سومين رئيس و بنيان‌گذار واقعي صومعه‌ٴ سيتو، از يهوديان براي اصلاح عهد عتيق لاتيني كمك گرفت‌؛ پي‌ير معزز (دوازدهم ـ 1)، با راه‌نمايي‌ يهوديان نومسيحي به بررسي تلمود پرداخت‌؛ پلاتوي تيوولي (دوازدهم ـ 1)، يك رساله‌ٴ رياضي‌


1. اين امر تنها در زمان ما از سوي كليساي كاتوليك درك شد (1907). تا سال 1534 دانشگاه سوربن مي‌كوشيد از آموزش ترجمه‌هاي يوناني و عبري كتاب‌ مقدس در كلژ دوفرانس مانع شود، زيرا آن ترجمه‌ها سنديت وولگات را تضعيف مي‌كرد، يا ممكن بود بكند.
(Abel Lefrance: Histoire du College de France (p. 145-48, Paris 1893